در مرز نگاه من از هرسو دیوارها بلند، دیوارها بلند، چون نومیدی بلندند. ایا درون هر دیوار سعادتی هست وسعادتمندی و حسادتی؟- که چشم اندازها از این گونه مشبکند و دیوارها ونگاه در دور دست های نومیدی دیدار می کنند، و آسمان زندانی است از بلور؟
احمد شاملو
+
نوشته شده در Fri 17 Nov 2006ساعت 4:17 AM توسط Ali
|
من در کنار یأس تنها نشسته ام من در کنار تو بی تو نشسته ام من در باورم می شکفد لحظه ای به یاس ای درد با تو من چه رازها نهفته ام !