تبليغاتX
قاصدک - از قفس
من دلم سخت گرفته است از این مهمانخانه مهمان کش روزش تاریک
 

در مرز نگاه من
از هرسو
دیوارها
بلند،
دیوارها
بلند،
چون نومیدی
بلندند.
ایا درون هر دیوار
سعادتی هست
وسعادتمندی
و حسادتی؟-
که چشم اندازها
از این گونه مشبکند
و دیوارها ونگاه
در دور دست های نومیدی
دیدار می کنند،
و آسمان
زندانی است
از بلور؟

 

                                              احمد شاملو

+ نوشته شده در  Fri 17 Nov 2006ساعت 4:17 AM  توسط Ali  |