به نقش میكشم،
خانهای از دلتنگی
باغی از داغ غربت
پرندگانی از آوای هق هق
رودخانهای از شبنم
درياهايی از اشك
كوچههايی تنگ
از اندوه....
ميدانهايی از مفه
گندم زارانی از نور خورشيد
چراگاههايی از تنهايی
به نقش میكشم
با تمامی رنگها
روحم را
سرزمينم را...